سید علی رضوی پور

نوشته ها شامل: اشعار، نقدها ، قطعات ادبی و مقالات (حق و مالکیت معنوی تمامی مطالب منتشره، برای سید علی رضوی پور محفوظ می باشد)

ای شب از رویای تو رنگین شده
The night has been made colorful by your dreams

سینه از عطر توام سنگین شده
Your perfume has filled up my lungs

.
.
.
.

درد تاریکی است درد خواستن
The pain of wanting is a dark pain

رفتن و بیهوده خود را کاستن
Going and demeaning yourself in vain
================================

****demean yourself (by doing something)I) =
باعث کوچکی و تحقیر خود شدن با انجام کاری

مثال:
هیچوقت خودت با درخواست پول از دیگران کوچیک نکن:

Don't ever demean yourself by asking others for money

=====================
سید علی رضوی پور
http://razavipoor.persianblog.ir/
1392-3-3


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/۳/٤
تگ های این مطلب:آموزش انگلیسی


اساسا کلاسهای بحث آزاد یا همان فری دیسکاشن یا کانورسیشن جمعی، مانند این است که فرد را بندازیم در آّب و بگوییم آنقدر دست و پا بزن و شنای بقیه را هم ببین ان شالله یک فرجی می شود و تو هم شنا کردن یاد می گیری . این فرد اگر هم شنا کردنی یاد بگیرید، یک شنای غیر استاندارد و غیر حرفه ای است که به محض تلاطم آب، فرد غرق می شود و یا اینکه فرد به سرعت در این نوع شنا کردن خسته می شود و تسلط و ظرافتِ مهارتی ندارد، چون شنای او غیر اصولی است و بخش بخش و ساختارمند ، شنا کردن در او اتوماتیک نشده است. علت ناموثر بودن این کلاسها ( شامل کلیه کلاسهای بحث آزاد و نیز تک زبانه که فقط از زبان انگلیسی در کتاب و کلاس استفاده می شود) نیز همین است. غالب زبان آموزانی که نزد من می آیند ، پس از گذراندن ترمهای زیادی از کلاسهای مختلف و چندین و چند کلاس فری دیسکاشن، به این نتیجه می رسند که فقط یک سری جملات تکراری در ذهنشان نقش بسته و قدرت تولید و صحبت کردن روان ندارند.
مثلا فردی که چهار سال «آزگار» است کلاسهای موسسه ای و تک زبانه (=حاوی فقط استفاده از انگلیسی در کلاس و کتاب) را رفته و انرژی زیادی هم برای حل کردن تمارین این سیستم ها صرف کرده ( که بیشتر شبیه بازی ریاضی و حل پازل می باشند!)، توانایی گفتن روان معادل انگلیسی این مفهوم را ندارد( یعنی کلی مکث می کند، مطئن نیست، چند بار در طی جمله خود را اصلاح می کند):

من نمی دونم دقیقا ایستگاه اتوبوس کجاست چه برسه به اینکه بدونم اتوبوس کی می رسه
( جمله ای که در درس هفتم سیستم پایه ای بنده در فرد کاملا اتوماتیک و روان می شود)

علت اصلی آن است که، فقط زمانی ماهیچه های تولید ذهن در زبان قوی می شود که به صورت
CONTROLLED production
با فرد کار شود. یعنی ساختار به ساختار ، به زبان آموز جمله های متعدد بدهیم و از او بخواهیم تولید کند. کاری که من در سیستمم انجام می دهم . و به همین علت است که در سیسیتم آموزشی بنده اگر فردی که سطح زبان او نزدیک به صفر است ، روزی 1.30 ساعت تمارینی که در کتابم آورده ام را انجام دهد، بعد از سه ماه می تواند به نقطه ای برسد که 25 تا 30 دقیقه انگلیسی صحبت کند؛ مهارتی که افرادی که سالها در حال شرکت در کلاسهای مختلف و مطالعه کتب گوناگون یادگیری انگلسیسی هستند، فاقد آن هستند.

در ثانی تفکیک زبان دوم به مکالمه، نوشتن و گرامر...غلط است( دست کم تا سطوح بسیار پیشرفته)؛ زبان یک ساختار یکپارچه است. اصل و پایه در یادگیری زبان انگلیسی، اتوماتیک کردن فرمهای اساسی زبان انگلیسی است ( حدود 11 ساختار)؛ این ساختارها باید در ذهن زبان آموز اتوماتیک شده و کاملا بنشیند و وقتی این 11 ساختار اتوماتیک شد و در ذهن فرد برای همیشه جایگذاری شد ، فرد می تواند براحتی از آنها در تولید صوتی ( = اسپیکینگ) ، تشخیص صوتی ( =لیسنینگ)، تشخیص دیداری (= ریدینگ) و تولید با امکان اصلاح و ویرایش (= رایتینگ) استفاده نماید.
اساسا « مهارت زبان دوم » باید به صورت فردی ( مدرس – یک زبان آموز) صورت بگیرد و من هم سعی کرده ام تا می توانم به این اصل وفادار بمانم ، که این خود باعث شده وقت آزادم بسیار کم شود و درخواست کلاس و توقع هرچه سریعتر شروع نمودن کلاس با متقاضی ، روی من یک فشار اجتماعی نامطلوب ایجاد کند. در اصل، تمایل شخصی خودم این بوده که کلاسهای جمعی داشته باشم تا با تعداد بیشتری از افراد سر و کار داشته باشم ( که این از طرفی باعث می شود چنینی مدرسی مانند خیلی از حضرات سریعتر شهرتی دست و پا کند و کلاسهای چند ده نفره و حتی چند صد نفره برگزار کند، درآمد بسیار بسیار بالاتری داشته باشد ، اما این جز یک نمایش کاملا کم اثر چیزی نیست). زبان دوم یک «مهارت» است بسیار شبیه پیانو زدن و رانندگی: کلاس گروهی زبان همانقدر موثر و کاراست که کلاس پیانو جمعی. در مقایسه باکلاسهای جمعی ( با در نظرگیری کارایی بسیار کم آنها که شرح آن رفت، و وقت و انرژی و انگیزه ای که از زبان آموز در طی چند سال تلف می شود)، کلاس تک نفره با در نظرگیری مدت چند ماهه و نتیجه آن ( البته با شرط تدریس به روش و سیستم درست و ساختارمند و مهارت محور )، کلاسهای تک نفره از همه لحاظ، چندین و چند برابر به صرفه تر و کاراتر می باشند
(توجه: مباحث فوق جهت روشن کردن ذهن افراد در زمینه یادگیری زبان دوم ارائه شد و نه جهت بازارگرمی برای کلاسهای اینجانب، چرا که هم اکنون مدتهاست کلیه ساعات اختصاصی من برای تدریس زبان پر بوده و همواره برای ماه ها بعد لیست انتظاری از متقاضیان داشته ام.)
======================================
سید علی رضوی پور، مدرس حضوری و آنلاین زبان انگلیسی
و محقق در زمینه یادگیری زبان دوم
مولف کتب و سیستم آموزشی : انگلیسی برای فارسی زبانان
========================================

alirazavipoor@gmail.com


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/۳/٤
تگ های این مطلب:آموزش انگلیسی


نکتۀ روز:

به انگلیسی اگر بخواهیم بگویم « نه ... و نه ...فلان کار را انجام می دهد» از ساختار زیر استفاده می کنیم:

Neither A nor B do sth

مثال:
Neither my father NOR my uncle know English
دقت شود که فعل جمله مثبت باشد.

مثال دیگر:
نه علی و نه سارا (هیچکدام) متوجه این موضوع نشدند
Neither Ali nor Sara noticed this matter.
*********************************
تمرین: جملات زیر را به انگلیسی بگویید:

1- نه ثروت باقی می ماند و نه شهرت
2-نه تو و نه او (هیچکدام) مقصر نیستد
3-هیچکدام از شما مقصر نیست
4-این تجهیزات نه جدید هستند نه مفید.
5-هیچکدام از ما علاقه ای به فوتبال نداره.
6-من دو تا برنامه رو امتحان کردم که هیچکدومشون کار نکرد

سایر روشهای کاربرد
neither
را که در تمارین بالا هم آورده شده، در پستهای بعدی توضیح می دهم


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/۳/۳
تگ های این مطلب:آموزش انگلیسی


Taken aback =
Surprised (almost always in negative sense)

EX:Jan was taken aback when her friend Rosa told him she no longer wanted to hang out with her.
EX:I was taken aback when my friend asked me if she could borrow my toothbrush because she forgot hers at home
======================================
سید علی رضوی پور، مدرس حضوری و آنلاین زبان انگلیسی
و محقق در زمینه یادگیری زبان دوم
مولف کتب و سیستم آموزشی : انگلیسی برای فارسی زبانان
========================================

alirazavipoor@gmail.com


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/۳/٢
تگ های این مطلب:آموزش انگلیسی


منو با کی اشتباه گرفتی، توی من میخای کی رو پیدا کنی
خودتم نمی دونی، میخای با اسم اون منو صدا کنی
===================
سید علی رضوی پور، 1391-2-29
http://razavipoor.persianblog.ir/

گاهی معشوق ابزار می شود یا عاشق، ناخودآگاه در حال نوعی تجربۀ دوبارۀ روابط دلبستگی دوران نوزادی خود است


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/۳/۱
تگ های این مطلب:ترانه


چقدر دلسردکننده است برای « نر ناغالبی» چون من
که مرا حداکثر از تو «سهمی » خواهد بود
که این رقابت دیوانه وار
میان نرهای دوپا و آهنهای متحرک و پولها و شهرتهای شهوت آلوده
آنرا مشخص خواهد کرد

در جنگل پر زرق و برق
کجای تو به من می رسد:
دقایقی از آخر شبت؟
سه هفته از گرمای تازگی تنت؟
درد دلهای اشک آلودت از آنچه نرهای غالب با تو کرده اند؟
یا شاید یک دانگ مشاع از قلبت؟
یا دیدن یک چشمه از قدرتی که در خرد کردن اعتماد به نفس جنس مذکر داری،
قدرتی که گرسنگی جنسی همجنسانم به تو داده
و تو ناخواسته آنرا به کار می بری:
گاهی برای دفاع
گاهی برای حمله؛

کجای تو به من می رسد:
حجلۀ پاره کردن بکارتت (دوخته یا نادوخته چه مهم است) ؟
براستی به من می رسد!!؟ چه پر افتخار!
که شاید بچه ای از تو،
و سقفی از من
تا سالها «همسقفی» با تو،

چشمانت را باز کن
در عصری نفس می کشی
که چیزی به نام « تداوم زناشویی »
مهارتی آسمانی و نادر است
که اندکی به صرافت آموختنش می افتند.
آنچه می بینی
« طلاق ناگرفتگی های مصلحتی ِ خوددانسته و ناخوددانسته » است؛
و شاید بچه ای از تو،
و سقفی از من
تا سالها «همقفسی» با تو،

در دوره ای زندگی می کنم
که اگر حتی سهمی که از تو به من می رسد ، « تمام » تو باشد
نباید از یاد ببرم
که این هرچه باشد ،یک « سهم» است، یک سهم!

و رقابت دیوانه وارِ نرهای دوپا و آهنهای متحرک و پولها و شهرتهای شهوت آلوده
و هزینه های سرسام آورِ
« مرور زمان»،
« کاهش شهوت و تازگی » و
«کاستی های روحی » و
 « نداشتن فرهنگ « قفس نشینی!» »
این « سهم» را هر روز
کم و زیاد خواهد کرد

چقدر دلسردکننده است برای « نر ناغالبی» چون من
که حداکثر مرا از تو «سهمی » خواهد بود..

راستی،
من از سهم خودم گذشتم،
«خود»ت را عاقلانه جیره بندی کن!
=======================
سید علی رضوی پور، 1391-2-30
http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/۳٠
تگ های این مطلب:اشعار


از نقطه نظر بیولوژیکی و از لحاظ سخت افزار مغزی، ما انسانها هنوز مغزهایی داریم که تطبیق یافته با شرایط عصر حجر ( دوره تاریخی سنگی) هستند. انسانها حدود 99 درصد تاریخ زندگی شان بر روی کره زمین را چنین بوده اند و بنابراین این نمی تواند با هر مقداری از تمدن، اجتماعی شدن و فرهنگپذیری در طی چند هزار سال تغییر کند.به علاوه، بر این اساس،تفاوت میان فرهنگهای گوناگون در اطراف جهان، برای مثال فرهنگ ایرانی و ژاپنی، به خوبی می تواند و باید نادیده گرفته شود در مقایسه با شباهتهای بسیار بسیار زیاد میان انسانها ( که خود از داشتن ژنها و ساختار بیولوژیکی یکسان نشات می گیرد)
=======================
سید علی رضوی پور، 1391-2-30
http://razavipoor.persianblog.ir/

ّFrom a biological point of view, and in terms of brain hardware, we humans still have brains adapted to Stones Age conditions. Humans have been like this for about 99 percent of human history and therefore it cannot be changed by whatever amount of civilization, socialization and enculturation in several thousand years.In addition, based on this, the difference between the cultures around the world, say Iranian culture and Japanese culture , can and should be well neglected compared to the tremendous similarities among human beings and cultures (coming from having the same biological structure and genes)
=====================
By Syyed Ali Razavi Poor
Saturday - 2012 19 May


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/۳٠
تگ های این مطلب:آموزش انگلیسی


 
آنجا که « کششِ» تن ها تمام شد
« کوششِ» قلبها اگر آغاز نشود
روح ها، یکدیگر را
به امید گرمیِ تازگیِ یک تن ِ جدید
در «سردیِ» تنهایی، تنها می گذارند،
و اینگونه است که آدمی تنها جانداری است
که رنج بی پایان « حسرت» را می کشد
چرا که تنها جانداری است که روزی می تواند در یابد
چیزی که از دست داد بهای آنچه به دست آورد را نداشت

آنگاه که « کوشش» ها، جای « کشش» ها را نگیرند
« ای کاش ها» همه جا را خواهند گرفتـــــــــــ.....
=================
سید علی رضوی پور، 1391-2-29
http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/٢٩
تگ های این مطلب:اشعار


"During" answers the question 'When?':

ٍEG:
 'During her stay here, she made a lot of good friends.'
==============
"For" answers the question 'How long?':

EG:
'I've been learning English for two years.'
'We've been waiting here for almost an hour.'
==================
از
during
قبل از
all
 استفاده نکنید

:

BAD: My uncle has known me during all my life.
GOOD: My uncle has known me all my life.

BAD: The baby cried during all night long.
GOOD: The baby cried all night long.

===============================

سید علی رضوی پور


*********************************************
سید علی رضوی پور، مدرس حضوری و آنلاین زبان انگلیسی
و محقق در زمینه یادگیری زبان دوم
مولف کتب و سیستم آموزشی : انگلیسی برای فارسی زبانان
========================================
ایمیل جهت اطلاع از سیستم آموزشی و کلاسها:
alirazavipoor@gmail.com


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/٢٧
تگ های این مطلب:آموزش انگلیسی


معمولا با کدام گوشتان با تلفن صحبت می کنید؟
جوابهاتونو بنویسد تا بعد یه چیز جالب بگم!
=======
رضوی پور، 1391-2

پاسخ:

دوستان عزیز بهتر از جانم، یک توضیح علمی دارد بحث و جنبه طنز یا خلاقیت در پاسخ یا بازی با کلماتی در کار نبوده.

به طور عمده فعالیتهای مربوط به سمت راست بدن توسط نیمکره چپ کنترل و پردازش میشه. یعنی اطلاعاتی که از گوش و چشم راست به سیستم مغزی می سرد، به طور عمده در نیمکره چپ پردازش می شود.  نیمکره چپ همان نیمکره ای است که پردازش « زبان» و صحبت کردن و مسایل مربوط به آن به طور عمده در آن نمیکره صورت می گیرد. بنابراین « غالب» افراد در « غالب» اوقات با گوش راست با تلفن صحبت می کنند.
حتی چپ دستها هم اگر با دست چپ گوشی را بردارند و بگذارند روی گوش چپ، وقتی صحبت مهم می شود و یا می خواهند با دقت بیشتری صحبت کنند آنرا روی گوش راست می برند.

+ نکته عملی:
1.وقتی صحبتهای مخاطب برای شما مهم است یا می خواهید بهتر آنرا شنیده و پردازش کنید ، گوشی را روی گوش راست خود بگذارید
2.وقتی می خواهید حرفهای شما بهتر پردازش شود و با دقت بهتری به آن توجه شود، در گوش راست مخاطب یا نزدیک به آن صحبت کنید ( گاهی من خودم می گویم، گوشی بذار رو گوش راستت، دقت کن ببین چی می گم!!!)
========
سپاس از همکاری تان در پاسخدهی ، سایر دوستان هم پاسخهای شان را برای یادگاری اینجا بگذارند

سید علی رضوی پور
http://razavipoor.persianblog.ir /


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/٢۳
تگ های این مطلب:روانشناسی


نورمو ازم گرفتی، تو مگه خورشید نبودی؟
از امید هم نا امیدم،کاشکی آخرین امید نبودی

خیلی ها منو می خواستن، اما دردامو ندیدن
رد دردامو گرفتم، همشون به «من» رسیدن

همدل روزای سختم نمی تونی که تو باشی
همینجا، اول این راه، بهتره ازم جدا شی
=============
سید علی رضوی پور
http://razavipoor.persianblog.ir/
1391
اول یک ترانه


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/٢۱
تگ های این مطلب:ترانه


صدا کن دیگری را،
و هوای محبوسِ بیکار
در قفس استخوان را
از چاکنایِ تنگِ روح
به خالصانه ترین شکل ممکن
چنان زیباواژه ای ش کن از مهر
که پژواکش
بشکند
تنهایی را در اعماق ابدی روح انسانی دیگر

می بینید
با کمی هوا و خرده ای اخلاص
می شود معجزه کرد...
=====================
1391-2-18
سید علی رضوی پور
http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/۱٩
تگ های این مطلب:اشعار



میلاد قائمی از سن بسیار کم نواختن گیتار الکتریک را شروع نمود. بیشتر اوقات خالی روز را صرف نواختن گیتار الکتریک و درام می کرد. پس از تایید اساتید و به علت استعداد خیره کننده ای که داشت، در حالیکه تنها 16 سال داشت، روی یک آلبوم راک کار کرد و در نهایت توانست اولین آلبوم راک مجاز ایرانی را در این سن منتشر سازد. کلیه قطعات گیتار و بیشتر سایر قطعات سازی این آلبوم را به تنهایی نواخت و خود نیز خواند و مهمتر از همه اینکه این قطعات توسط خود وی تنظیم گردید!!. نام این آلبوم که دارای ارزش تاریخی و هنری است، « طالع نحس » می باشد.
آخرین آهنگ این آلبوم به نام « شب تاریک» که کاری سازی میباشد به دلیل اینکه شیطان پرستانه!!!! دانسته شد اجازه انتشار در آلبوم را نیافت.
پس از مشکلاتی که برای فروش و پخش و تبلیغ این آلبوم پیش آوردند، قائمی کنج عزلت گزید و به طور خصوصی کار آهنگسازی و تنظیم برای باندهای خاص و بر اساس علایق شخصی مشغول گردید.
در حال حاضر «میلاد قائمی» از معدود آهنگساز-تنظیم کننده- میکسرهای ایرانی داخل ایران است که توانایی تولید کارهایی در سطح بین المللی دارد.
چندی است که وی تصمیم گرفته تا خوانندگان پاپ و راک علاقه مند همکاری نماید
( اطلاعات تماس در انتهای کلیپ رونوشت شده است، به علاوه می توانید به پروفایل زیر نیز جهت شنیدن نمونه کارها و اطلاعات بیشتر پیام شخصی ارسال نمایید:
http://www.facebook.com/RazaviPoor

در زیر اثر « شب تاریک» ، همان ترک آخر آلبوم که اجازه انتشار نگرفت به همراه توضیحاتی در رونوشت می آید، با هم به هنرنمایی میلاد در سنین نوجوانی اش گوش می دهیم:

http://youtu.be/DYi-J4ZIjXA

جهت شنیدن نمونه کارها و اطلاعات بیشنر با شماره  09124760089 تماس حاصل نمایید


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/۱٢
تگ های این مطلب:آهنگسازی ¡تگ های این مطلب:تنظیم ¡تگ های این مطلب:راک ¡تگ های این مطلب:پاپ



 

تو به آن بگو «دروغ»
من به آن می گویم :« شایعه ای که میان دو نفر پخش شد»!
=========================
1391-2-11
سید علی رضوی پور


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/۱۱
تگ های این مطلب:اشعار


اشتباه نکن،
آری با توام پرندۀ بزرگ!

اشتباه نکن، پای تو در گِل گیر نکرده است
این کفشهای توست که در گِل گیر کرده
از این کفشهای کهنه دل بکن

گذشته را گِل گرفته اند
اما پای تو آزاد است
این کفشهای کهنه را با گِلهایی که به آنها دل بسته رها کن
و آزادانه گام بردار و برو و پای بگذار در جنگل سبز!
تو بخواهی
 پرواز هم می توانی بکنی

اشتباه نمی کنم
با خودِ توام،
آدمی از تبار پرندگان است...
=========================
1391-2-11
سید علی رضوی پور


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/۱۱
تگ های این مطلب:اشعار


 

The word “all” is used with countable or uncountable nouns to refer to 100% of many things. For example:

 

All of my furniture is from Ikea. (uncountable)

 

I bought all of my plates from ABC department store. (countable)

 

The words “whole” and “entire” mean 100% of one thing. It is used with countable nouns. For example:

 

I ate the whole pie by myself. I’m so full right now.

 

I spent the entire day watching TV and drinking beer. It was great!

 

The word “each” and “every” are very similar but have slightly different meanings. They are both used with countable nouns. The word “each” focuses on the individual parts that make up a collection of something, but “every” focuses on all the parts that make up a collection of something. For example:

 

Each of the stamps in my collection came from a different country.

 

Every stamp in my collection is very valuable.

 

Each person in my family is very special to me.

 

Every person in my family can play the piano.

 

In addition, we use “each” when we want to focus on the differences between things, and we use “every” when we want to focus on the fact that things are the same. For example:

 

I have many pins in my collection and each one comes from a different country.

 

I paid over $20 for every pin in my collection.

 

I hope this is clear to everyone. Please note that when the words “each” and “every” are followed by a verb in the present tense, it must have an “s”. Therefore, “each” and “every” follow the same grammar rules as “he”, “she” and “it”.

 

Ref: http://englishhelponline.me

===============================

 

سید علی رضوی پور

alirazavipoor@gmail.com

 

 

*********************************************

سید علی رضوی پور، مدرس حضوری و آنلاین زبان انگلیسی

و محقق در زمینه یادگیری زبان دوم

مولف کتب و سیستم آموزشی : انگلیسی برای فارسی زبانان

========================================


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/۱٠
تگ های این مطلب:آموزش انگلیسی



 

برای خیلی ها سکوت تو، نبود امواج فیزیکی در هواست
برای من ولی آکنده از جملات قصار پر محتواست
=======================
سید علی رضوی پور، 1390
http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/۱/۱٦


نوروز شد و روز از نو و روزی از نو
هر روز زمستان است پس و پیشِ عید، بی تو!
==============
سید علی رضوی پور،نوروز 1388
http://razavipoor.persianblog.ir/

با هم سال جدید را آغاز و تلاش می کنیم تا یکدیگر را خرسند تر و داناتر نماییم .. ببنیم سال دیگر این موقع چقدر بیشتر از حالا می دانیم و مهمتر آنکه، چقدر بیشتر می فهمیم


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/۱/٢
تگ های این مطلب:شعر


همه حرف تو رفتن از پیش من باز شده
ببین اخلاقتو باز چه گــَنده، چه ناساز شده

چه بد کردمت که با این بدی
جواب تماسامو هم تو ندی

برو ، رفتنت آخرین تیر تو ترکشه
خری مث من واقعا همین حقشه

زمونه عوض شد، من خر هنوز عاشقم
که وقتی طرف نیست، پر از دلتنگی و دقم

تو و عشق ؟، بسه، بیا تمومش کنیم
همین لحظه های مونده هم حرومش کنیم

یه بنده خدایی یه روزی حرفی گفته بود
به اون شیر پاکی که خورده، درود:

که چیزی مث عشقای بی موقع و نابجا
نمی تونه باعث شه چیزایی رو ببازی یجا

غرورم، زمانم، اسکناسام فدای سرت
توی حس شعرام گند زدی با اخلاق انترت

چیزی مث عشقای بی موقع و نابجا
نمی تونه باعث شه ببازی یجا

برو ، رفتنت آخرین تیر تو ترکشه
خری مث من واقعا همین حقشه
=========================
سید علی رضوی پور
http://razavipoor.persianblog.ir

 


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/٢٤
تگ های این مطلب:ترانه


و از این خاک
از این خاک پر خاطره و پر خون
آنقدر خشت ، خروار خواهم کرد
تا به خدا برسم
تا آخرین خواهش خویش را بخواهم:
که خاک جسدم را
از این خانۀ خسته و خوب
به هیچ خطۀ دیگری
باد او نبرد

خدایا،
من از این خاکم
به همین خاکم بسپار....
=======================
سید علی رضوی پور، 1385
(این سنگ نوشته مزار من خواهد بود)ـ
http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/٢٤
تگ های این مطلب:اشعار


ای دوباره تر از فرصت
جاری ام در تماشای تو تا انتهای زلالی هر رود
عمر نوح می کنم از تو تا اعماق بی تکرار هر روز

لحظه ها، لحظه لحظه از تو کش می آیند
می شوند از تو لحظه ها در هم
می شوند گم لحظه ها از تو در هم

ای دوباره تر از فرصت
در کنارِ بسیارِ بی تکرارِ تو
رود لحظه ها می شوند
دوباره،
تَر از فرصت

=================
سید علی رضوی پور، 1390
http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/٢۳
تگ های این مطلب:اشعار


بیشتر شبها
همین پنجره را باز می کنم
اما هوا فقط کمی سردتر می شود
حال هم عوض نمی شود و همان گذشته می ماند
اما خدا می داند
شبهایی که اینجایی و پنجره را می گشایی
هوا عوض می شود
حال همۀ اشیاء سادۀ اتاقم عوض می شود
و ادراکی غریب می یابند

خدا می داند شبهایی که اینجایی
هوا عجیب عوض می شود
و جزایر تمامی دلخوشی های من
تا صبح قناری می شوند
=================
سید علی رضوی پور، 1390
http://razavipoor.persianblog.ir/


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/٢۳
تگ های این مطلب:اشعار


در رابطه، نباید کاری کرد که بی جهت حس طلبکاری به یکی از طرفین رابطه دست دهد،
 چون طلبکاری در رابطه برابر است با  «حس عدم برابری در رابطه»، که این خود  ایجاد خشم می کند در فردی که حس می کند طلبکار است یا به نوعی به او اجحاف شده است. این موضوع را در «تمام ساختار رابطه» از کوچکترین اجزا تا کل ساختار رابطه باید پیاده ساخت ؛ حتی در نوع جمله بندی عبارات. وقتی شما به فرد می گویید » بیا امروز با هم بریم بیرون»، خود را در معرض طلبکاری و عدم برابری قرار داده اید، چون اگر طرف مقابل بهر دلیل بگوید « نه»، شما  حس می کنید درخواست شما رد شده و چیزی برای شما کم گذاشته شده  که این برابر است با  نوعی عدم توازن (هر چند موضعی) در رابطه که حاصلش نوعی خشم پنهان یا آشکار است که به طرق مختلف می تواند تخلیه شود( در مورد روشهای تخلیه « خشم حاصل از عدم توازن» بعد صحبت خواهیم کرد.) لیکن در مورد همین مثال، جمله بندی باید بدین صورت باشد تا خطر ایجاد عدم توزان مرتفع شود: " خب امروز چیکار کنیم؟ بیرون بریم یا خونه بمونیم؟" ( یعنی گزینه رقیب هم در درخواست باشد که در هر صورت مخاطب یکی از درخواست های شما را پذیرفته)
در مورد سایر خواسته ها هم سعی کنید هر دو شق ممکن را در عبارت درخواستی خود وارد سازید.

( جهت عملی تر بودن مطالب شیوه ای استقرایی (از جز به کل) را انتخاب کردم در ارایه مطالب، یعنی پس از آوردن چند مورد از موارد «عدم توازن» در رابطه، به طور مبحت عدم توازن ( ایمبالانس) در رابطه دو نفره را مورد بحث قرار می دهیم)  
=========================
تالیف و نوشتۀ : سید علی رضوی پور
http://razavipoor.persianblog.ir/
لطفا جهت نشر دانش و مهارتهای ارتباطی ، با ذکر نام نویسنده انتشار دهید

 


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/٢٢
تگ های این مطلب:روانشناسی


مادر، پیری ات پیرم می کند
بایست
بگذار من هم پیر شوم؛
می دانم،
قصه های مان با هم شروع نشد
اما بایست
بگذار ما هم پیر شویم
تا من و تو و پدر با خواهر و برادرهایم
با هم قصه مان تمام شود،
ما یک خانواده ایم
به جز هم چه چه قصۀ بدرد بخوری برای گفتن داریم!
بایست مادر...
=======================================
سید علی رضوی پور، 1390-12-21
تقدیم به م.خ. که با خاطره ها و تعریفهایی که برایم می کند،
تلخی ناهمقصگی خانواده را همیشه به من گوشزد می کند
http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/٢٢
تگ های این مطلب:اشعار


در ابتدای کشف مشکوک ترین رازها هستم
وقتی در لبۀ حضور تو می ایستم،
وقتی ناشیانه
شگفتی چشمهای تو را می کاوم.

در خلا نبودت
از خود به درون کشیده می شوم
و در خلا نبود آغوشت
از برفدانه های خورشید گرفته تا هزاربار هذیانی تر از این را می اندیشم
در نبودت از خدا برای نخستین بارها به خاطر قدرت سلب تو از منش می ترسم
در غیبتت از تو و نخواستن منت لرزه می گیرد بندابند پیکرۀ روحم

بی تو
خواهش، آتش می کشد به هر چه میلش می کشد
بی تو
در پی راز « خواستن» تو
تمامی خاک ناخودآگاه خویش را خیش می زنم
و جز خروار خروار خالی، چیزی فراچنگم...، نه، نمی آید،
جز اینکه می خواهمت به علت نامعلوم خواستن

روحم با روحت بُر خورده است
و حالی ام نبوده
که چنان در حوالی هم بوده ایم
که از روح من در روح تو محلول و منحلّ است

تمام عمر یک شب است و دارازی یک هذیان که تا نیمه های خواب کشیده میشود،
نسیم ندانستن می وزد در سرزمین سر من،
جز اینکه بی تو
زیستن بزرگترین زیانی است که زمان برای زنده بودن من دارد
===============================
سید علی رضوی پور، 1390/اسفند

 


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/٢۱
تگ های این مطلب:اشعار


به امید روزی که تعداد «زن» ها از تعداد «انسانهای مونث»، و تعداد «مرد»ها از تعداد «انسانهای مذکر» بیشتر شود.
======================
سید علی رضوی پور،
1390
به مناسبت روز جهانی زن
http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱۸



 

 
رفتی از پیشم و بغضت نشکست
مث رود پر غروری که به دریا پیوست

بغضمو غرورمو غورت ندادم
مث مرد با گریه گفتم :آمادم
=====================
سید علی رضوی پور،1390
http://razavipoor.persianblog.ir/
 


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٧
تگ های این مطلب:ترانه


وقتی ما را به کسی معرفی می کنند یا فردی خود را معرفی می کند یا اظهار خوشبتی می کند از دیدن ما برای اولین بار، از عبارات زیر می شود استفاده کرد ( پس دقت شود همه عبارات زیر فقط در مرتبه اول بازدید استفاده می شود) تقریبا همه معنای از دیدار یا آشنایی شما خوشبختم را می دهد:

عبارات رسمی:

I'm delighted to meet you
... ...I'm delighted to make your acquaintance
it is honorable to meet you..
I am honored to meet you..

عبارات عمومی:

How do you do?
( فقط در مرتبه اول دیدار قابل استفاده است اما بسیار دیده ام زبان آموزان در مرتبم صدم که طرف را می بینند اینرا می گویند که موجب شگفتی نیتیوها هم می شود)

I'm pleased to meet you
I'm happy to meet you
I'm glad to meet you.
i've been waiting to meet you
( این عبارت بالا، اگر از قبل از ملاقات خبر داشته و مشتاق دیدن فرد بوده اید)

خودمانی:
Nice to meet you
glad to meet you
Fancy meeting you
وقتی ما را به کسی معرفی می کنند یا فردی خود را معرفی می کند یا اظهار خوشبتی می کند از دیدن ما برای اولین بار، از عبارات زیر می شود استفاده کرد ( پس دقت شود همه عبارات زیر فقط در مرتبه اول بازدید استفاده می شود) تقریبا همه معنای از دیدار یا آشنایی شما خوشبختم را می دهد:

عبارات رسمی:

I'm delighted to meet you
... ...I'm delighted to make your acquaintance
it is honorable to meet you..
I am honored to meet you..

عبارات عمومی:

How do you do?
( فقط در مرتبه اول دیدار قابل استفاده است اما بسیار دیده ام زبان آموزان در مرتبم صدم که طرف را می بینند اینرا می گویند که موجب شگفتی نیتیوها هم می شود)

I'm pleased to meet you
I'm happy to meet you
I'm glad to meet you.
i've been waiting to meet you
( این عبارت بالا، اگر از قبل از ملاقات خبر داشته و مشتاق دیدن فرد بوده اید)

خودمانی:
Nice to meet you
glad to meet you
Fancy meeting you


◆◆◆

سید علی رضوی پور
razavipoor@gmail.com

**********************************************

*********************************************
سید علی رضوی پور، مدرس حضوری و آنلاین زبان انگلیسی
و محقق در زمینه یادگیری زبان دوم
مولف کتب و سیستم آموزشی : انگلیسی برای فارسی زبانان
======================================





نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٧
تگ های این مطلب:آموزش انگلیسی


وقتی ما را به کسی معرفی می کنند یا فردی خود را معرفی می کند یا اظهار خوشبتی می کند از دیدن ما برای اولین بار، از عبارات زیر می شود استفاده کرد ( پس دقت شود همه عبارات زیر فقط در مرتبه اول بازدید استفاده می شود) تقریبا همه معنای از دیدار یا آشنایی شما خوشبختم را می دهد:

عبارات رسمی:

I'm delighted to meet you
... ...I'm delighted to make your acquaintance
it is honorable to meet you..
I am honored to meet you..

عبارات عمومی:

How do you do?
( فقط در مرتبه اول دیدار قابل استفاده است اما بسیار دیده ام زبان آموزان در مرتبم صدم که طرف را می بینند اینرا می گویند که موجب شگفتی نیتیوها هم می شود)

I'm pleased to meet you
I'm happy to meet you
I'm glad to meet you.
i've been waiting to meet you
( این عبارت بالا، اگر از قبل از ملاقات خبر داشته و مشتاق دیدن فرد بوده اید)

خودمانی:
Nice to meet you
glad to meet you
Fancy meeting you
وقتی ما را به کسی معرفی می کنند یا فردی خود را معرفی می کند یا اظهار خوشبتی می کند از دیدن ما برای اولین بار، از عبارات زیر می شود استفاده کرد ( پس دقت شود همه عبارات زیر فقط در مرتبه اول بازدید استفاده می شود) تقریبا همه معنای از دیدار یا آشنایی شما خوشبختم را می دهد:

عبارات رسمی:

I'm delighted to meet you
... ...I'm delighted to make your acquaintance
it is honorable to meet you..
I am honored to meet you..

عبارات عمومی:

How do you do?
( فقط در مرتبه اول دیدار قابل استفاده است اما بسیار دیده ام زبان آموزان در مرتبم صدم که طرف را می بینند اینرا می گویند که موجب شگفتی نیتیوها هم می شود)

I'm pleased to meet you
I'm happy to meet you
I'm glad to meet you.
i've been waiting to meet you
( این عبارت بالا، اگر از قبل از ملاقات خبر داشته و مشتاق دیدن فرد بوده اید)

خودمانی:
Nice to meet you
glad to meet you
Fancy meeting you


◆◆◆

سید علی رضوی پور
razavipoor@gmail.com

**********************************************

*********************************************
سید علی رضوی پور، مدرس حضوری و آنلاین زبان انگلیسی
و محقق در زمینه یادگیری زبان دوم
مولف کتب و سیستم آموزشی : انگلیسی برای فارسی زبانان
======================================





نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٧
تگ های این مطلب:آموزش انگلیسی



 

هزار خوبــــــــــــــی کنی انگار نکــــردی، و یا از یاد خواهــــــد رفت کردی
ولی یکبار اگر چیزی بخواهند و نکردی، بدی، سردی ، مایۀ دردی، نامردی!!!!
===================
سید علی رضوی پور، 1390
http://razavipoor.persianblog.ir/


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٧
تگ های این مطلب:اشعار


نمی گویم خوبی نکنید
اما انگار دوره ای است
که یک بدی زور صد خوبی را دارد
و یک خوبی که بدی بپندارندش
زور ده بدی را!

نمی دانم شاید دوره ای است
که باید صبح تا شب خوبی کرد
و مواظب بود
مبادا لحظه ای کاری کنی که بپندارند بدی کرده ای

نمی گویم خوبی نکنید
یا وظیفۀ انسان خوبی کردن نیست
اما یادتان باشد
دوره ای است
که خوبی و آنچه دوست دارند بد بپندارند را
با یک ترازو نمی سنجند

نمی گویم خوبی نکنید
یا هنر می کنید اگر خوبی می کنید
اما در ذهنتان باشد
ریاضیات این موضوع،
سخت بی انصاف است؛
و می گیرد دل آدمی که در خوبی کردن
بی ریا و بی منت و صاف است
======================
سید علی رضوی پور،
16-12-1390
ساعت 23

http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٦
تگ های این مطلب:اشعار



 

 

همیشه حس ما نسبی است، همیشه عشق لرزان است

و حالا فصل حراج است، بخر، این روزها «قلب» ارزان است

===========

سید علی رضوی پور، 1390

http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٦
تگ های این مطلب:اشعار



 

ای تنـــَـــت ترنّــــــــمِ تـــمامـیِ ترانه ها
بی تو من می مانم و غربت این بهانه ها
===========
سید علی رضوی پور، 1390
http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٦
تگ های این مطلب:ترانه



 

بی تو تنهایی من به دورم آجر شده است
همه اطراف من از خالی ِ تو پر شده است
============================
سید علی رضوی پور، 1387
http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٦
تگ های این مطلب:ترانه



 

تو می روی و چشمانِ در تا سالها بر من مبهوت می ماند
نمی گویی چرا و سرّ سکوت واپسینت تا ابد مسکوت می ماند
============================
سید علی رضوی پور، 1385
http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٦
تگ های این مطلب:اشعار



 

به قدر تموم شونه های مهربون غم دارم
نمی دونم چمه باز، شاید آغوشتو کم دارم
===========
سید علی رضوی پور، 1390
http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٦
تگ های این مطلب:ترانه


آری، قبول
نسبت به همدوره ای هایم
حیوان شایسته ای نبوده ام
نه خوب بلعیدم
نه خوب نوشیدم
نه آنطور که باید کوشیدم
تا « نر غالبی» باشم
که به جدیت آیین لاسیدن را بر جای می آورد
و نه خوب نیروی غریزی تناسل را تا آنجا که بشود، به کار بستم

متاسفانه
دچار وضعیتی بوده ام
که می گویند جانوری به نام انسان دچار آن می شود
این مرض نامشترک میان حیوان و انسان
خواندن است
اندیشیدن است
تقدم احساس است بر آلت
و اعتماد است و خوردن شکست
و حالا می گویند
بعید است دیگر
به وضعیت یک « حیوان طبیعی و نرمال» برگردم.
شاید روزی علم پیشرفت کرد
و درمانی پیدا شد
شاید هم انسان مردم!
=====================
سید علی رضوی پور،1388
http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٥
تگ های این مطلب:اشعار



 

تو یه تختیم اما انگار بضی شبا
یه جهان فاصله است میون ما!
====================
سید علی رضوی پور، 1388
http://razavipoor.persianblog.ir


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤
تگ های این مطلب:ترانه


عمره، عمره که بی رحم داره میگذره
مث یه رودخونه داره ما رو می بره

می بره، می بره تا پرتگاه بی گریز
تو مسیر هم پر شده از سنگای تیز

در تلاطمهای این جریانِ کوتاهِ اجباری
جز  تماشایِ تصاویرِ کنار آب
 نمیشه کرد کاری!
مگه میشه کرد کاری؟

عمره، همون عمری که خیام قدرشو دونست
نرفت و گم نشد «توش»،
 «کنارش» با  «جام و  مِیِِ»    نشست

عمره، عمره که بی رحم داره میگذره
تو این بازار داره ما رو ارزون می خره
مث یه رودخونه داره ما رو می بره
=========================
سید علی رضوی پور، 1386
http://razavipoor.persianblog.ir



نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤
تگ های این مطلب:ترانه


<<<<<<<<<<<since>>>>>>>>>>>>>>>
اولا
since
اساسا و معولا با حال کامل می آید

...BAD: I am studying law since 1992.
GOOD: I have been studying law since 1992.

BAD: Since that journey, I never sailed again.
GOOD: Since that journey, I have never sailed again.
GOOD I've been waiting here since 9 o'clock.

البته در آمریکایی روزمره از گذشته ساده هم استفاده می شود برای این منظور گاهی، مثل ما فارس ها که معمولا « ه» را در ماضی نقلی می اندازیم

از ساعت نه اینجا بودم (/درستش: بوده ام)ـ
In American:
EVERYDAY or INFORMAL AMERICAN: I was here since 9 o'clock
FORMAL or Standard AMERICAN : I have been here since 9 o'clock
===============================================
ثانیا:


since + beginning of period: 'since 3 p.m.'
for + length of period: 'for two and a half hours'

BAD: I have been living in London "since" four weeks now.
GOOD: I have been living in London "for" four weeks now.

BAD: I've been working in a bank since two years ago.
GOOD: I've been working in a bank for (the last) two years.
GOOD 'I have been living in London for almost two years, since October 1994.'
◆◆◆

سید علی رضوی پور
razavipoor@gmail.com

**********************************************

*********************************************
سید علی رضوی پور، مدرس حضوری و آنلاین زبان انگلیسی
و محقق در زمینه یادگیری زبان دوم
مولف کتب و سیستم آموزشی : انگلیسی برای فارسی زبانان
======================================


نویسنده : سید علی رضوی پور ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤
تگ های این مطلب:آموزش انگلیسی